استراتژی تجارت الکترونیکی مورد نیاز چه کسی است؟

استراتژی تجارت الکترونیکی مورد نیاز چه کسی است؟

بعضی از شرکتهای مشاوره ای در حال تلاش برای تشویق مشتریان خود به سازگاری به یک استراتژی الکترونیکی هستند . آنها پیشنهاد میکنند که مشتریان آنها بایستی یک کمیته متشکل از هیات مدیره که توسعه و نگهداری این استراتژی الکترونیکی را حمایت می نماید ، ‌بوجود آورند . اما این واقعاً یک ایده خوب است ، و چرا اینگونه شرکت های مشاوره ای اینچنین مشتاق این موضوع هستند ؟ اکتبر ۲۰۰۰ شرکتها معمولاً یک استراتژی کسب و کار جامع دارند . استراتژی کسب و کار یک مسیر هدایتی است که شرکت در تلاش برای پیروی از آن و همچنین استراتژیهای مالک یا دارنده شرکت که بوسیله هیات مدیره آن شرکت تهیه می شود ،‌ را تامل می شود . مدیران مجدداً بر روی استراتژی و تغییراتش موافقند . این پایه ای برای هدایت شرکتها ، سیاست ها و عملیات است و آن پارامترهایی را برای برنامه های تاکتیکی میان مدیران و برنامه های کوتاه مدت عملیاتی با برنامه های پروژه ای برای مدیران عملیاتی و سرپرستان بوجود می آورد . یک استراتژی الکترونیکی ،‌ همانطوری که بوسیله شرکتهای مشاوره ای ارتقاء یافته است ، یک سند مجزا شده از استراتژی کسب و کار می باشد ، که معمولاً می بایست به وسیله کمیته ای از هیات مدیره در مفایل کل هیات مدیره بوجود آمده و نگهداری شود .

ISSP s ( سیستمهای اطلاعاتی برنامه استراتژریک ) شیوه استراتژی الکترونیکی به نظر میرسد همانند شیوه سیستمهای اطلاعاتی برنامه استراتژیک قدیمی باشد ( ISSP s ) . اگر چه ISSP در تلاش بود که همراه با استراتژی کسب و کار کلی نگه داشته شود ، اما معمولاً این امر اتفاق نمی افتد . یک دلیل می تواند این نکته فرض شود که ISSP و استراتژی کسب و کار به طور کافی با یکدیگر قدرتمندانه ارتباط داده نشده بودنند . تغییرات به استراتژی کسب و کار که بوسیله هیات مدیره بوقوع می پیوست ،‌به سرعت نمی توانست در ISSP منعکس شود چرا که افراد دیگری بودنند که به مرور و نگهداری از ISSP بپردازند . بنابراین ISSP یک موقعیت موفر برای استراتژی کسب کار داشت . غالباً ISSP بوسیله مشاوران خارج از سازمان توسعه و تغییر می یابد و تمرکز کمی و یا در گیری کمی با استراتژی کسب و کار جامع یا کل داشت . این مشاوران ،‌ همچنین به نظر میرسد علاقه بیشتری در ملزومات عملیاتی ISSP داشته باشند . این علاقه بوسیله این حقیقت که آنها از شرکتهای مشاوره ای و همچنین توسعه دهندگان سیستم بودند ،‌ایجاد میشد .

ISSP کمی به عنوان اسناد استراتژیک موجود بود :‌ آنها معمولاً ‌برنامه های تاکتیکی و حتی برنامه هایی برای پروژه های اجرایی انفرادی را در بر می گرفتند . بنده مخالف همان چیزی که برای استراتژی الکترونیکی می افتد بودم ، ‌اگر چه آنها آغاز به گسترش استراتژی کل کردند ، ‌اما بسیاری از آنها شیوه های مشترک تکنیکی و عملیات تکراری داشتند این غلط است که بسیاری از مشاوران که به توسعه استراتژی الکترونیکی پرداختند ، در حال حاضر همچنان درگیر توسعه و به کارگیری کسب و کار الکترونیکی هستند . فعالیت هایی برای سازمان دهی استراتژی هر زمانی که من با این موقعیت مواجه می شوم که یک استراتژی الکترونیکی سازمان دهی شده است ،‌تمایلی به از بین بردن برنامه های تاکتیکی به خاطر حفظ یک استراتژی الکترونیکی ندارم . من به مشتریان توصیه می کنم که آنها بایستی برنامه های پروژه را که از استراتژی الکترونیکی بوجود آمده نگه دارند و باید استراتژی الکترونیکی را به عنوان یک سند استراتژیک فراموش کنند . به عبارت دیگر ، اگر استراتژی الکترونیکی از طریق پیوستار استراتژی ، تاکتیکها به برنامه های عملیاتی سازمان دهی شد ،‌ بعد از آن بایستی در سطح عملیاتی باقی بماند و در آن سطح به کار گرفته شود و در سطح استراتژیک امکان ندارد که نیازی به استراتژی الکترونیکی مجزا احساس شود . نقش کسب و کار الکترونیکی برای این نگرش دو استدلال وجود دارد که بسته به آن چه که مشتریان می خواهند با کسب و کار الکترونیکی انجام دهند . اول اینکه ، اگر واقعاً کسب و کار الکترونیکی یک مسئله عملیاتی (‌در مقابل استراتژی )‌برای مشتریان است ،‌ پس آن بایستی در سطح عملیاتی باقی بماند . مشتریان استراتژی کسب و کار کلی خود را تغییر نخواهند داد ، ولی کسب و کار الکترونیکی وسیله ای برای قدرت بخشیدن به واقعیت رسیدن استراتژی کسب و کار است . برای بسیاری از کسب و کارها ،‌کسب و کار الکترونیکی ‌همیشه فقط یک گسترش برای انچه که آنها هم اکنون انجام میدهند خواهد بود . کسب و کار الکترونیکی یک کانال دیگر برای آنها خواهد بود . کسب و کار الکترونیکی ممکن است برای بعضی از مشتریان یک گزینه برای کانالهای موجود ارائه کند ،‌همانند فروشگاه های اینترنت . اما جایگزین آن کانالها نخواهد شد . برای اینگونه کسب و کارها ،‌کسب و کار الکتریکی یک مسئله عملیاتی باقی خواهد گذاشت و آنها نیازی به یک استراتژی الکترونیکی مجزا ندارند . دوم اینکه ،‌ اگر کسب و کار الکتریکی راه انجام کسب و کار مشتریان را تغییر دهد ،‌ پس آن بسیار مهم است که یک خط مشخص شده برای یک استراتژی الکترونیکی باشد .

مشتریان به کسب کار الکتریکی برای شکل دهی به یک بخش مرکزی استراتژی کسب و کار جامع نیاز خواهند داشت . آنها مدیران را نیاز خواهند داشت (‌بجای سرپرستان )‌ که میتوانند بر روی مسائل کسب و کار الکترونیکی تمرکز کند و آن کسی که تخصص کسب و کار الکترونیکی واقعی را دارد . این دونقطه نظر متضاد ،‌ از نقش کسب و کار الکترونیکی نتایج یکسانی ایجاد میکنند ؛ احتیاجی به یک استراتژی الکترونیکی مجزا شده ای نیست . اگر کسب و کار الکترونیکی شی مرغوب است ، نیازی به استراتژی مجزا برای آن نیست . اگر کسب و کار الکترونیکی مهم و حیاتی است ، پس این بسیار مهم است که بطور مجزا از استراتژی کسب و کار اصلی هدایت شود . چرا مشاوران استراتژی الکترونیکی را توصیه می کنند ؟ یک عامل میتواند گمان شرکت های مشاوره ای باشد که به ارتقاء‌توسعه استراتژیکی الکترونیکی می پردازنند

▪ اول اینکه : بسیاری از مشاوران ،‌ هیات مدیره تجربه واقعی را ندارند . آنها به سادگی نمی دانند که هیات مدیره ها چگونه عمل می کنند . آنها متوجه این موضوع نیستند که هیات مدیره ها ممکن است که زمان و تخصص لازم برای نظارت بر یک استراتژی الکترونیکی ندارند ،‌ حتی اگر به یک کمیته ای مشخص شده تعویض شده باشد .

▪ دوم اینکه : هیات مدیره ممکن است هیچ تخصصی در کسب و کار الکترونیکی نداشته باشد . این کاملاً قابل قبول است اگر کسب و کار الکترونیکی یک امر مطلوب برای آنها است ، مدیران یک شرکت مهندسی احتیاج زیادی به مهندسان با تخصص نسبت به مدیران هر شرکت تجاری که نیاز به متخصصان کسب و کار الکترونیکی دارند . مشاوران کلی ـ بجز متخصصان هدایت کننده استراتژیک ـ تجربه لازم برای انجام وظیفه به عنوان عضو مفید در هیات مدیره اصلی را دارند . سوم اینکه : مشاوران ممکن است استراتژی الکترونیکی را به عنوان وسیله ای برای بدست آوردن رشد بلند مرتبه برای برنامه ها و پروژه هایی که آنها می توانند اجراء آن را مدیریت کننده می بینند . به کارگیری یا اجرا ، پرقدرت ترین و بزرگترین منبع درآمد آنهاست . مشاوران ممکن است کارهای خود را با استراتژی الکترونیکی به عنوان یک راهی برای اجرا بدون شیوه مشتریان یا مخاطبان خود در بازار برای تلاش های رقابتی ،‌بینند . هیات های مدیره وظیفه ای برای مراقبت از اطلاع رسانی امور به اعضای خود و سرپرستان به عهده دارند و این امری غیر معمول برای پذیرش آن است . چرا شما به یک استراتژی الکترونیکی نیاز ندارید ؟ شما به یک استراتژی الکترونیکی مجزا نیاز ندارید اگر کسب و کار الکترونیکی برای شرکت شما بسیار سخت و شرکت شما را به ریسک بالا و منجر به شکست ،‌ منجر خواهد کرد : این استراتژی در استراتژیهای کسب و کار جامع منع میگردد . شما به یک استراتژی الکترونیکی مجزا نیاز ندارید اگر شرکت شما می تواند پی به شکست از سیستمهای کسب و کار الکترونیکی ببرد . کسب و کار الکترونیکی واقعاً یک مسئله استراتژیک برای شما نیست و آن نبایستی به آن صورت انجام شود .

http://ictworld.blogsky.com/