برندسازی فردی و چگونگی انجام آن

برندسازی فردی و چگونگی انجام آن

برند شما بر آنچه رؤسا و مشتریان بعنوان ارزش و اعتبار شما می شناسند تأثیر می گذارد:

آیا شما در قبال پیامی که منتقل می کنید مسئولیت دارید؟

افراد نیز به مانند شرکتها می توانند یک برند باشند. برندسازی فردی عملی واجب و ضروری است، خواه به کار جدیدی مشغول شده اید یا در حال بالارفتن از پله های ترقی شغل کنونی خود هستید. با اجرای برندسازی فردی می توانید به سؤال “من که هستم؟” پاسخ داده و جواب را به خوبی به دیگران منتقل کنید.

برند فردی نشان می دهد که شما در نظر رئیس و مشتری تا چه حد مهم هستید و آنها چه چیزی را از شما انتظار دارند که ارائه کنید. برند سازی عبارت از لغاتی است که مایلید مردم، شما را با آنها توصیف کنند.

برند سازی چیزی است که شما را از رقبا متمایز می کند. بیایید به برند برخی شرکتهای مشهور نگاهی بیاندازیم:

· FedEx : شرکتی است که شما مطمئنید اگر بسته خود را به آنها بدهید، قطعاً رأس ساعت ۱۰:۳۰ صبح فردا بسته به آدرس مورد نظر تحویل داده می شود.

· Google: رهبر “جستجوی اینترنتی” است و ظهور رقبای جدید بسختی توانسته است سهم بازار آن را کاهش دهد.

اشخاص نیز بمانند شرکتها دارای برند هستند. نظر شما در مورد Britney Spears چیست؟ آیا با نظر شما در مورد Mother Teresa متفاوت است؟ در مورد Sarah Palin چه عقیده دارید؟ البته تعیین وضعیت برند او در حال حاضر دشوار است و مردم بدرستی نمی دانند که باید در مورد او چه بگویند. برخی از اعضای سابق کمپین John McCain از او انتقاد می کنند ولی این به شناخت برند او کمکی نمی کند.

برندسازی فردی چیست؟

پرسنل و مشتریان چه برداشتی از شما و خدماتی که ارائه می نمایید پیدا می کنند؟

اکثر مردم یک عقیده ثابت در مورد شما دارند. افراد غالباً از طریق دستاوردها و موفقیت های پیشین خود شناخته می شوند: MBA دانشگاه هاروارد، برند جایزه نوبل، فروشنده سال و غیره. اگر افراد هدف تبلیغات، شناختی از شما نداشته باشند، پس شما این فرصت را دارید تا برند فردی خود را آنگونه که می خواهید به آنها نشان دهید.

همواره به یاد داشته باشید که برند شما باید نشان دهنده یک مزیت به افراد هدف شما باشد.

نکاتی پیرامون برندسازی فردی:

· برند فردی باید به سادگی قابل درک باشد

· دو یا سه ویژگی مهم باید شما را از رقبا متمایز کند

· افراد هدف باید بتوانند برند شما را سریع درک کرده و متوجه شوند که “چه چیزی از آن، به درد آنها می خورد”

هنگامیکه قصد دارید برند خود را برای یک مشتری شرح دهید، ویژگیهایی را انتخاب نمایید که شما را از همکارانتان یا نمایندگان شرکتهای دیگر متمایز می کند. نقاط قوت خود را شناسایی کرده و یادداشت کنید.

به سایت LinkedIn مراجعه کرده و ببینید که رقبا برای توصیف خود از چه لغاتی استفاده می کنند. آیا از یک سری لغات مشخص بکرات استفاده می شود؟

حال، در اینترنت به دنبال اطلاعاتی پیرامون خود بگردید و ببینید که مردم در مورد شما چه گفته اند و چه نوشته اند. خود شما در سایتهای اجتماعی و جلسات شخصی چه چیزهایی پیرامون خود می گویید و می نویسید؟

عناصر یک برند فردی:

پس از آنکه اطلاعاتی در مورد خودتان و رقبایتان در اینترنت بدست آورید، اکنون به صفاتی فکر کنید که می توانید از آنها در برند فردی خود استفاده نمایید. چند نمونه از این صفات عبارتند از:

· تخصص فنی: این صفت می تواند یک مزیت واقعی باشد. مهارت منحصر به فرد شما در شرکت می تواند یک برد واقعی باشد. راهی را پیدا کنید تا آن را در برند خود جای دهید.

· تخصص صنعتی: فکر کنید که به دنبال یک کار جدید می گردید. اگر تجربه ای در یک صنعت خاص دارید که بسیار مورد نیاز بازار کار است، می توانید در برند خود به آن تأکید کنید.

· گواهینامه های تحصیلی: اگر شما در دهه دوم زندگی خود هستید، گواهینامه های تحصیلی می توانند بهترین و مهمترین جایگزین برای تجربیات کاری ای باشند که شما هنوز فرصت بدست آوردن آنها را نیافته اید. دانشگاه های Harvard، Yale، OtherIvies و دانشکده های فنی معتبر از قبیل Cal Tech و MIT هنوز بر مسئولین  استخدام در شرکتها و بر افرادی که می توانند به پیشرفت شغلی شما کمک کنند تأثیر می گذراند.

· جوایز و تقدیرنامه ها: آیا در کالج جایزه ای به شما اعطا شده است؟

· شهرت شرکت: آیا در شرکتی کار می کنید که برای کارفرمای آتی شما از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟
آیا شرکت شما خدمات بیشتر، بهتر یا منحصر به فردی ارائه می کند که شما می توانید از آن در توصیف برند خود به یک مشتری بالقوه استفاده کنید؟

· بُردهای شما: بردهایی که موجب جذب مشتریان بزرگ و سودآور می شوند، برند فردی شما را بطور قابل توجهی ارتقا می بخشند.

پس از آنکه توانمندیهای کلیدی خود را مشخص کردید، باید برای آنها لغاتی انتخاب کنید که برند شما را به خوبی توصیف نمایند. به یاد داشته باشید که برند شما باید پاسخگوی این سؤال باشد که “چه چیزی از آن به درد من می خورد؟”

برند باید به گونه ای بیان شود که “جذب کننده” باشد و مشتری را وادار کند که بخواهد به شما گوش دهد.

نمونه ای از یک برند جذب کننده: “من Peter Quick از دفتر وکالت Quick & Jones هستم. من به تازگی از یک مأموریت ۵ ساله در دفتر مسکوی شرکت بازگشته ام. ما تنها دفتر وکالت آمریکایی با خدمات کامل در مسکو هستیم. من اطلاعات دسته اولی در مورد تأسیس شرکت در روسیه دارم.”

در این مثال، تجربه منحصر به فرد کار در روسیه، عنصر سازنده برند می باشد.

انتقال برند:

پس از تعریف برند، نوبت به آن می رسد که آن را به افرادی که می توانند در موفقیت شما نقش داشته باشند منتقل کنید. شما می توانید:

· با گزارشگرها تماس بگیرید و خود را منبعی برای مقالات و نقل قولها معرفی کنید

· سمینارهایی را برای مشتریان خود برگزار کنید

· مقاله بنویسید

· سخنرانی کنید

· در سازمانهای حرفه ای فعالیت نمایید

· در سایتهای اجتماعی، مانند LinkedIn، Facebook یا Twitter فعالیت کنید

پس از آنکه خود را برای اشخاص دارای اهمیت توصیف کردید، مطمئن شوید که می توانید به این سؤال پاسخ دهید:

   “برند من چیست؟”

منبع : مهدی لطفی