● درس اول : لیستی از مشخصه های مشتری خود داشته باشید
یکی از کارهائی که باید اولویت بالائی برای شما داشته باشد، جمع آوری آدرس پست الکترونیک بازدید کنندگان سایت شما است. از زمان شروع سایت، به جمع آوری آدرسها بپردازید. تهیه یک لیست از مشتریان بالقوه خدمات شما، یک باید است. هرچند ارائه یک خبرنامه الکترونیک بسیار عالی است ولی خیلی ضروری نیست. شما می توانید به لیست خود، تغییرات سایت، محصولات جدید یا هرچیز دیگری که دوست دارید ارسال کنید.
توجه داشته باشید که تا زمانی که لیست شما کوچک است، می توانید آنرا توسط نرم افزار پست الکترونیک موجود در رایانه خود پیش ببرید ولی وقتی لیست شما بزرگ شود، مثلا از ۱۰۰ آدرس بیشتر شود، دیگر باید به دنبال ابزارهای مخصوص مدیریت لیست باشید و یا از سایت های مخصوص این کار استفاده کنید. هرچند شخصا تمایلی به نام بردن از سایت خاصی برای این کار نداریم، اما سایت یاهو هم خدمات مناسبی در این زمینه ارائه می کند.
● درس دوم : به ظاهر حرفه ای سایت با معیارهای جهانی اهمیت دهید
سایت شما ممکن است باعث پیروزی یا شکست شما شود. یک سایت با ظاهر حرفه ای نقش اساسی در موفقیت شما دارد. اگر در طراحی یک سایت حرفه ای چندان مهارت ندارید، حتما یک نفر حرفه ای برای این کار استخدام کنید. توجه داشته باشید که سایت حرفه ای به معنی یک سایت با امکانات گرافیکی بالا و بخشهای متحرک و یا حتی بخشهای Flash نیست. سایت حرفه ای در نگاه اول ممکن است خیلی هم ساده به نظر آید
ساختار مناسب، راحتی حرکت در سایت، دسترسی سریع به اطلاعات، سرعت بالا آمدن مناسب (مخصوصا با خطوط نه چندان مناسب ما)، وجود خدمات مناسب، خدمات پشتیبانی مناسب، پشتیبانی مناسب از زبان های مختلف و پارامتر های متعدد دیگری در حرفه ای شدن سایت شما موثر هستند. وجود یک مشاور در این زمینه در کنار شما، خیلی به شما کمک می کند.
البته برخی تصور دارند استفاده از ابزارهای گرافیکی زیاد نامطلوب است ؛ به نوعی باید وبسایت شما با زنگ آمیزی ؛ ساختار و شکل و شمایل سایتهای حرفه ای در نظر بگیرید؛ یک راه راحت و سهل ؛ مراجعه به وبسایتها که معروف و نام آشنا هستند و یا شما از آن خوششان آمده است دو نکته ؛ تنها از وب سایتها نام آشنا و معروف ایده بگیرد از به کارگیری عین ایده جدی دوری کنید ؛ دوم اینکه تفاوت فرهنگ ؛ هنر ؛آداب اجتماعی و حتی گرافیک خط را فراموش نکنید ؛ وبسایتها ایرانی بهترین نمونه مناسب هستند.
● درس سوم : از مخاطب و کالا در بازار خاص استفاده کنید
اگر می خواهید پول زیادی بدست آورید، باید یک بازار خاص را انتخاب کنید که نیاز ویژه ای از مشتری را پاسخ دهد. مردم محصولات و خدماتی که نیاز شخصی آنها را پاسخ دهند خیلی دوست دارند. اگر شما نفر اول در برآوردن این نیاز باشید، برنده هستید.
سعی نکنید در سایت خود همه جور خدمات یا محصولات را ارائه کنید. مثلا برای خرید کتاب، یک سایت فرهنگی که روی فروش کتاب متمرکز است را انتخاب می کنید یا یک سایت که از فروش گل و اسباب بازی گرفته تا فروش لوازم منزل و شوکلات و کتاب ؟ حتی آمازون که همه چیز می فروشد، هنوز به عنوان یک کتاب فروشی شناخته می شود تا یک اسباب بازی فروشی.
اگر هم تصمیم دارید که فروش آنلاین خود را توسعه دهد بهتر است در یک حرکت گام به گام و در قالب طرح طولانی مدت و فاز به فاز انجام دهید ؛ سرویس ها خرید را به تفکیک جنس و نوع کالا ارایه شده دسته بندی و امکان دهید کاربر گیج نشود موتورجستجو داخلی وبسایت راه گشا است.
● درس چهارم: با دیگران تماس داشته باشید
ایجاد ترافیک بالا برای سایت شما نیاز به صرف وقت و هزینه دارد. کلید ایجاد ترافیک بالا برای سایت شما، برقراری هرچه بیشتر ارتباط از سایر سایتها به سایت شما است. هرچند لیست شدن در موتورهای جستجو اولین قدم شما باید باشد ولی نباید به آن اکتفا کنید. دو روش خوب برای ایجاد ترافیک به سایت شما عبارت است از :
- برنامه همکاری فروش (Affiliate program) – چنین برنامه ای به برقراری صدها و حتی هزاران ارتباط از سایر سایتها به سایت شما کمک می کند. موضوع از این قرار است که شما برنامه ای طراحی می کنید که هرکس که خدمات و محصولات شما را از طریق سایت خود بفروشد، درصدی از فروش به او تعلق می گیرد. حتی برخی برنامه ها، در جلب مشتری، حتی اگر فروشی هم صورت نگیرد، پول می دهند.
- ارائه خدمات و محصولات رایگان – ارائه چنین امکانات رایگانی به جذب ترافیک زیاد به سایت شما کمک خوبی می کند. مثلا ارائه مقالات رایگان که دیگران بتوانند در سایت خود از آنها استفاده کنند و به سایت شما ارتباط دهند. کتاب های الکترونیک رایگان، نرم افزار، فایل های صوتی که بتوانند در Flash از آنها استفاده کنند، ملودی های طراحی شده برای گوشی های موبایل و خیلی چیزهای جذاب دیگر.
● درس پنجم: کالای سودآور ارایه دهید
فروش محصولات و خدمات خودتان خیلی از فروش برای بقیه، سود آورتر است. برخی از برترین اقلام قابل فروش در اینترنت عبارتند از :
▪ نرم افزار
▪ اطلاعات
▪ سایت های اختصاصی
▪ خدمات اینترنت
البته این لیست نهایی نیست بلکه تجربه های آنلاین است ؛ می توانید گزینش کنید ؛ پرس و جو کرده و از تجربیات دیگران بهره ببرید ؛ ممکن است شما در شهری باشید که خرما خوب و معروف دارد ؛ راه اندازی وبسایت فروش آنلاین خرما برای شما سودآور تر از فروش تلفن و موبایل است .
البته برنده کسی است که بتواند در کنار واقعیت بازار ایده نو و برتر ارایه دهد ؛ یادتان باشد حراجی ای بای که اکنون بزرگترین حراجی آنلاین و اینترنتی است با ایده فروش گردنبد ۱۹ دلاری دوست دختر یا بهتر بگویم نامزد پیر امیدیار موسس این بنگاه بزرگ راه اندازی شد تا او را پولتداترین مرد ایرانی کند.
● درس ششم : اعتماد حرف اول را می زند
معمولا مردم دوست ندارند که در معرض فروش قرار گیرند و در مقابل آن مقاومت می کنند. شما خیلی موفق تر خواهید بود اگر در جهت ارائه کمک به مشتریان خود حرکت کنید. این کار با نوشتن مقالات مفید، دوره های آموزشی و یا حتی با حضور فعال در اتاق های گفتگوی مناسب با خدمات شما حاصل می شود. اعتماد، حرف اول را در تجارت اینترنتی می زند. شما باید در میان مخاطبین خود، اعتبار کسب کنید. اگر مشتری احساس کند که شما قبل از فکر کردن به فروش به او و بدست آوردن پول، می خواهید مشکل او را شناسائی کنید و به او در رفع نیازش، کمک کنید، خیلی راحت تر به شما اعتماد می کند.
شاید شما یک وبلاگ خبری ؛ اجتماعی یا حتی شخصی داشته باشید یا مدیر یک وب سایت شرکت ؛ ارگان و شخص باشید و شاید هم یک بازدیدکننده دایمی هزاران وبلاگ و وب سایت محسوب می شوید. است.
● درس هفتم : خودکار کردن کارها، وقت با ارزش شما را حفظ می کند
هرچند در تجارت، خیلی کارها را باید شخصا انجام دهید و درگیر آنها شوید، خیلی کارها را هم می توان خودکار کرد، مثل :
▪ مدیریت لیست آدرسها
▪ پیگیری ها با مشتری
▪ پیام های خوش آمد گوئی
▪ پیغام های تشکر
▪ پیگیری سفارش ها
▪ تایید سفارش ها
این کار با استفاده از سیستم های پاسخ گوی خودکار، کدها و برنامه های نرم افزاری قابل حصول است. یادتان باشد هر سرویس که بتواند خیال مشتری را راحت کند مطلوب و حتمی است .
یادتان باشد خرید آسان تجربه ای خواهد بود که مشتریان را جذب می کند بازهم سراغی از شما بگیرند باید از تمام توان فنی خود بهره ببرید تا یک وبسایت با امکانات کامل و به روز و البته در دسترس داشته باشید.
● درس هشتم ؛ برنامه ریزی کنید!!
▪ سازمان مناسب کار، یک دلیل اصلی موفقیت تجارت شما است.
▪ یک برنامه کاری زمان بندی شده برای هر روز خود تنظیم کنید.
▪ از برنامه دریافت پست الکترونیک با قابلیت طبقه بندی نامه های دریافتی در زیر شاخه های مختلف استفاده کنید.
▪ فایل ها و شاخه های موجود در رایانه خود را برای دسترسی راحت تر و سریع تر، تنظیم کنید.
▪ یک صفحه “سوال و جواب های مکرر” برای سایت خود طراحی کنید.
▪ برای پیام هائی که بصورت متناوب ارسال می کنید، یک ساختار مشخص تعریف کنید.
▪ در رایانه خود یک صفحه شامل اطلاعات ورود به سایت هائی که با آنها همکاری دارید و آدرس وب آنها برای دسترسی راحت تر، تهیه کنید.
● درس نهم
بالاترین اولویت برای شما باید خدمات پس از فروش مناسب و رضایت کامل مشتری باشد. هرچند داریم در مورد دنیای اینترنت صحبت می کنیم ولی با مردمی که در دنیای واقعی زندگی می کنند سروکار داریم. خیلی هم به ارتباط های مصنوعی و نرم افزاری و پست الکترونیک تکیه نکنید. خیلی از بازدید کنندگان سایت شما می خواهند با یک تفر در بخش خدمات مشتری شما حرف بزنند و بعد خرید کنند. از امکانات پشتیبانی زنده (Live Agent) در سایت خود استفاده کنید.
● درس دهم برای بدست آوردن پول، باید پول خرج کنید.
برای بدست آوردن پول، باید پول خرج کنید. شما باید در موارد زیر با دست باز سرمایه گذاری کنید :
▪ رایانه
▪ دسترسی به اینترنت
▪ نرم افزار
▪ ثبت دامنه
▪ میزبانی سایت
▪ آموزش شامل کتاب، سی دی و غیره
▪ تبلیغات
البته با هزینه گزاف و بدون برنامه به نتیجه موردنظر نخواهید رسید ؛ سرمایه گذاری پله ای توصیه می شود، اقل نیاز خود را فراهم کنید ؛ با مشاوره و کارشناسی از بهترین ها فراهم کنید ؛ مثلا در طراحی وبسایت یک میزبان هاست معتبر رزو کنید؛ دامنه های مختلف ایتنرنتی را ثبت کنید اما در هنگام خرید نرم افزار سعی کنید ؛ نرم افزار در سطح آماتور نصب کنید ؛ نگران اعتبارتان نباشید به جز اهالی فن و متخصصین ؛ خریداران شما از نوع نرم افزارتان آگاهی ندارد زیرا خروجی نرم افزارهای مشابه است ؛ گرچه شاید عدم وجود برخی از امکانات و سرویسها دست و پا شما را بندد اما بازهم سعی کنید کمتر هزینه کنید . اما با کسب درآمد و پیشرفت کار نسخه های جدید از نرم افزار ؛ سرویسهای جدید کارآمدتر را به کارتان اضافه کنید و حتی نوع سرویس دهی خود را افزایش دهید اما مراقب رقیبان خود باشید ؛ شاید رقیب شما با هزینه کرد زیاد از شما سبقت بگیرد و هرگز سودی نصیبتان تا بتوانید به توسعه برسید.
● درس یازدهم تمام جوانب کار خود را بسنجید
برای هر شروعی کار یک راه خاص وجود دارد ؛ از تجربیات دیگران استفاده کنید اما یادتان باشد آنها در زمان و شرایط خاصی کار می کردند زمانی سرویسهای پرداخت پول در داخل کشور نبود به همین منظور برخی از روشهای سنتی بهره می بردند مانند واریز مبلغ به شماره حساب مدیرمالی وبسایت و …. یادر کشورهای خارجی کارتهای پرداخت اینترنتی مانند ماستر کارت وجود دارد اما این کارتهای اعتباری در ایران کم یا اصلا در اختیار کاربران نیست !!! این موارد را فراموش نکنید به راحتی می توانید یک خط مشی کامل مالی طراحی کنید ؛ البته باید تمام جوانب کار را بسنجید .
● درس دوازدهم
هرچند قرار ما فقط ده درس مهم بود، ولی همیشه به خاطر داشته باشید که خطرناک ترین تهدید برای موفقیت شما و غیر حرفه ای ترین کار در اینترنت، SPAM است. همیشه از آن دوری کنید. اسپم چیست؛ ساده است ؛ ایمیلهای تبلیغاتی که به صورت انبوه برای کاربران ارسال می شود اگر ایمیل ارسالی شما شامل محتوایی نباشد که فرد آن را درخواست داده باشد دریافت کند و از تمایلی هم به دریافت آن نداشته هرزنامه یا اسپم گفته می شود.
البته هرنوع ایمیل عمومی یا تبلیغی هرزنامه نیست اگر شما در باشگاه مجازی ؛ وب سایتها و …عضو شده باشید شاید برایتان خبرنامه یا مجله اینترنتی و یا ….. ارسال کند اما اگر با استفاده از نرم افزار خاص به صورت عمده و بی هدف و البته بدون اجازه کاربر ؛ ایمیلتان جمع آوری شود و برایتان گهگاه یک ایمیل با محتویات تبلیغات ؛ بیانه سیاسی و یا ….. ارسال می شود .این نوع ایمیلهای Spam نامیده می شود اسپم در کشورهای پیشرفته غیرقانونی و مشمول جریمه می شود اما در ایران هنوز مرسوم نبوده و حکم قانونی هم نخواهد داشت
هرگز برای مشتریان ؛ کاربران و حتی دیگر اهالی دنیای مجازی مزاحمت ایجاد نکنید حتی سروصدا که بعنوان پس زمینه صفحات گذاره می شود .
مطالب بالا، لیست کاملی نیست و فقط به عنوان شروع و راهنما می تواند مفید باشد. مطمئنا مسائل و نکات بسیاری هستند که باید مورد توجه قرار گیرند و شما بسیاری از آنها را می شناسید و به آنها عمل می کنید.

شاید برای شما شگفت باشد که بزرگترین برندهای امروز، توسط افراد معمولی، اما با یک اراده ی استوار پدید آمده اند. خواهید دید که همه چیز از هیچ، پديد آمده است. البته امروز قرار نیست داستان افرينش هر کسب و کار را از سیر تا پیاز برای همدیگر تعریف کنیم.
برای اینکه تصویر بهتری از نتیجه ی تلاش این کارآفرینان داشته باشید، به ارزش برند هر کدام از این کسب و کارها هم (به دلار) اشاره ای می کنیم. این ارزش گذاری از طریق اینتربرند که بزرگ ترین سازمان در دنیا برای رتبه بندی برندهاست، انجام شده است.
ارزش برند، یکی از سرمایه های غیرقابل لمس یک کسب و کار به شمار می رود؛ یعنی میزان پولی که سرمایه دارها برای نام تجاری یک کسب و کار (و نه کل کسب و کار) حاضرند، بپردازند.
● نایک تولیدکننده کالاهای ورزشی
ارزش برند: ۱۳٫۷ میلیارد دلار
تأسیس با نام کالاهای ورزشی روبان آبی توسط فیلیپ نایت و ویلیام بوورمن (۱۹۶۴)
«فیلیپ نایت، بعد از تمام کردن مدرسه ی بازرگانی در سال ۱۹۶۲ تصمیم گرفت سفری به ژاپن داشته باشد. آنجا با یک شرکت تولیدکننده ی کفش ورزشی ژاپنی آشنا شد به نام اونیتسوکا تایگر.
فیلیپ که قبلا در دانشگاه اورگان، دو میدانی کار بود، پذيرفت که کفش های آن تولیدکننده را در مقیاس کوچک، وارد بازار امریکا کند و یک شرکت به نام کالاهای ورزشی روبان آبی ثبت کرد و متعاقب آن یک سفارش دویست تایی به اونیتسوکا تایگر داد، کفش ها را در زیرزمین خانه ی پدری انبار کرد و با پرسه زدن در رویدادهای ورزشی محلی سعی کرد آنها را به فروش برساند.
در قدم بعدی، فیلیپ با مربی سابق دو میدانی خودش، بیل بوورمن، شریک شد. آن سال، آنها توانستند ۱۳۰۰ جفت کفش را به ارزش ۸۰۰۰ دلار بفروشند.
سال بعدی فروش آنها به ۲۰ هزار دلار رسید و سال بعدتر حتی توانستند مغازه ای را برای خرده فروشی اجاره کنند تا لازم نباشد کارمندهای معدودی که برای آنها کار می کردند با ماشین هایشان دوره بیفتند و به رویدادهای ورزشی سرک بکشند.
ارتباط روبان آبی با شرکت ژاپنی تا سال ۱۹۷۱ ادامه داشت. فیلیپ و بیل کم کم آماده می شدند، خط تولیدی خودشان را راه اندازی کنن. یک لوگو طراحی کردند که تا امروز هم لوگوی شرکت است و اسم «نایک» را با الهام از ايزدبانوی پیروزی یونان باستان برای پيشه خود برگزيدند.
● امریکن اکسپرس ـ ارايه دهنده ی خدمات پستی
ارزش برند: ۱۳٫۹ میلیارد دلار
تاسیس توسط هنری ولز، ویلیام فارگو، جان وارن باترفیلد در سال ۱۸۵۰ در آلبانی نیویورک
هنری ولز در سال ۱۸۳۹ کارش را در یک شرکت اکسپرس در کرانه خاوری امریکا آغاز کرد. شرکت های اکسپرس به شرکت هایی گفته می شود که به دلیل قابل اعتمادتر بودن نسبت به پست ملی آمریکا، وظیفه ی حمل و نقل پول و کالاهای قیمتی را بر عهده دارند. هنری دائما به رئیسش پیشنهاد می داد کسب و کارشان را به سمت غرب امریکا گسترش بدهند، که معمولا با مخالفت او روبرو می شد. بنابراین هنری تصمیم گرفت خودش دست به کار بشود.
شرکتی زد و سال های زیادی را با حاشیه ی سود کم و رشد آهسته طی کرد تا اینکه با دو تا از رقیب های تجاریش شریک شد: ویلیام فارگو و جان وارن باترفیلد. این طور بود که شرکت امریکن اکسپرس در سال ۱۸۵۰ شکل گرفت.
سال بعد آنها با بزرگ ترین رقیبشان یعنی شرکت آدامز و شرکا به تفاهمی رسیدند که وارد بازارهای همدیگر نشوند. با این حساب، امریکن اکسپرس از غرب و شمال و آدامز و شرکا از شرق و جنوب بازارهایشان را گسترش دادند.
جالب است بدانید که یک سال بعد از آن، هنری و ویلیام از ترس اینکه آدامز و شرکا صاحب مونوپولی طلای کالیفرنیا بشوند، تصمیم گرفتند کسب و کارشون را در جنوب توسعه بدهند. ولی این پیشنهاد آنها، با مخالفت هیئت مدیره ی امریکن اکسپرس مواجه شد. بنابراین هنری و ویلیام خودشان شرکت دیگری را تأسیس کردند به نام «ولز فارگو و شرکا» که به بانکداری و خدمات اکسپرس در کالیفرنیا بپردازد.
● اچ اند ام ـ تولیدکننده ی پوشاک
ارزش برند: ۱۶٫۱ میلیارد دلار
برپاشده توسط ارلینگ پرسون در سال ۱۹۴۷ در واستراس در سوئد
پس از جنگ جهانی دوم، ارلینگ پرسون سفری به امریکا داشت و آنجا تحت تأثیر مغازه های بزرگ و کارآمد امریکایی قرار گرفت. هنگامي که به کشورش برگشت، صنعت خرده فروشی پوشاک زنانه را دگرگون کرد و دامنه ی این تغییر را به سراسر اروپا گسترش داد. او نام شرکتش را هنز (به سوئدی= زنانه) گذاشت.
۲۱ سال بعد، ارلینگ یک فروشگاه لوازم شکار رو که انبار بزرگی از پوشاک مردانه داشت خرید و با تغییر نام شرکتش به اچ اند ام فروش پوشاک زنانه و مردانه را در ۳۷ کشور توسعه داد.
● سامسونگ ـ تولیدکننده ی لوازم الکتریکی
ارزش برند: ۱۹٫۵ میلیارد دلار
تأسیس توسط «لی بیونگ چول» در سال ۱۹۳۸ در کره ی جنوبی
آیا میدانستید که سامسونگ کارش را به عنوان خوار و بار فروشی در سال ۱۹۳۸ شروع کرد؟ تجارت خوب بود و «لی بیونگ چول» توانست بعد از ۹ سال دفتر اصلی شرکت را به سئول ببرد. با آغاز جنگ دو کره، ناگزير شد این کسب و کار را ترک کند. بنابراین رفت و تحت همان عنوان سامسونگ، یک کارخانه ی شکرسازی و یک کارگاه پشم بافی ایجاد کرد.
در دهه ی شصت میلادی، تغییر دوباره ی مسیر کسب و کار سامسونگ، مصادف شد با طرح های رئیس جمهور کره پارک چونگ هی و تصویب سیاست هایی برای حمایت از شرکت های مادر (از جمله سامسونگ). تا سال ۱۹۷۹ که پارک چونگ هی، ترور شد این سیاست ها ادامه داشت و شرکت های خارجی نمی توانستند لوازم مصرفی الکترونیکی خودشان را در کره بفروشند. این فرصت ۱۸ ساله به سامسونگ اجازه داد، خودش را با با بازارهای جهانی تطبیق بدهد و تبدیل به یکی از بزرگ ترین تولیدکننده های لوازم الکترونیکی مصرفی در دنیا شود.
● مارلبورو ـ تولیدکننده ی دخانیات
ارزش برند: ۲۰ میلیارد دلار
تأسیس توسط فیلیپ موریس در سال ۱۹۰۲ در نیویورک
فیلیپ موریس که یک تولیدکننده ی سیگار بریتانیایی بود، به نیویورک آمد تا سیگارهایش را آنجا بازاریابی کند. تا سال ۱۹۲۴ اتفاق خاصی نیفتاد و تقریبا همه ی سیگارها در بازار شبیه به هم بودند تا اینکه فیلیپ، سیگاری را مخصوص زنان به بازار معرفی کرد و اسمش را مارلبورو گذاشت.
این کسب و کار تا دهه ی پنجاه ادامه داشت تا اینکه پژوهشهای دانشمندان اشکار کرد که سرطان شش با سیگار کشیدن پيوند دارد.
مارلبورو ناگزير شد ۱۸۰ درجه تغییر جهت بدهد و دیگر به عنوان سیگار مردانه خودش را جا بیندازد. البته با این کارش فرهنگ استفاده از سیگارهای فیلتردار و کم خطرتر را هم، که پيش از این به عنوان سیگار سوسولی! شناخته شدند، جا انداخت.
امروز کمپین تبلیغاتی معروف مارلبورو برای این کار و استفاده از گاوچران ها در تبلیغات، به یکی از موردکاوی های پراوازه دانشگاههای بازرگانی جهان تبدیل شده است.
● لویی ویتون ـ تولیدکننده ی پوشاک، کیف و کفش
ارزش برند: ۲۱٫۹ میلیارد دلار
تأسیس توسط لویی ویتون در سال ۱۸۵۴ در پاریس
لویی کوچک، در سن ۱۴ سالگی تصمیم گرفت از شهرش، یورا، برای زندگی به پاریس برود. ۲۴۹ مایل (۴۰۰ کیلومتر، تقریبا فاصله ی بین گرگان تا تهران)، آن هم با پای پیاده، طی کرد و بین راه هم کارهای گوناگون و گاه شگفتي را مي پذيرفت.
هنگامي که به پاریس رسید، به عنوان شاگرد جعبه ساز شروع به کار کرد و کم کم چنان شهرتی دست و پا کرد که ناپلئون سوم اون را به عنوان جعبه ساز شخصی همسرش، امپراتریس اوژنی دمونتیو، به کار گماشت.
گويا آن دورانم جعبه سازی کار مهمی به شمار مي آمده است.
آن روزها مردم هنگام سفر چيزهای خود را در جعبه جابه جا می کردند تا چمدان. این تجربیات به لویی کمک کرد به درک خوبی از کیفیت مورد انتظار مردم از چمدان هاشان برساند.
در سال ۱۸۵۴ وقتی که لویی ۴۳ سالش بود، اولین مغازه ی چمدان فروشی اش را در پاریس افتتاح کرد. بازار هدف لویی، طبقه ی ثروتمند و اهل مسافرت پاریسی بود و کسب و کارش، بعدها به یکی از تجملی ترین برندهای دنیا تبدیل شد.
● سیسکو ـ خدمات و تجهیزات شبکه
ارزش برند: ۲۳٫۲ میلیارد دلار
برپا شده توسط لئونارد بوساک و ساندرا لرنر در ۱۹۸۴ در سانفرانسیسکو
این داستان کمی رمانتیک است! لئونارد، مدیر آزمایشگاه کامپیوتر دانشگاه استانفورد بود و ساندرا، زنش، مسئول کامپیوتر در تحصیلات تکمیلی بود. لئونارد برای ارتباط داشتن با زنش کوشيد دو تا کامپیوتر دور از هم را که به فاصله ی تقریبا ۴۵۰ متر از هم بودند، به هم پيوند دهد.
آنها بعدها خانه شان را گرو بانک گذاشتند، بی خیال حقوق دانشگاهی شان شدند و دوستانشان را به عنوان کارمند استخدام کردند تا بتوانند شرکتی را برای فروش تجهیزات شبکه ای تأسیس کنند.
داستان طراحی اسم و لوگوی شرکت هم شگفت است. یک روز که لئونارد و ساندرا از روی پل دروازه ی طلایی (Golden Gate Bridge) می گذشتند به اتفاق تصمیم گرفتند، اسم شرکت را سیسکو بگذارند که کوتاه شده ی واژه ی سانفرانسیسکو بود و لوگوی شرکتشان را هم به شکل همان پل پرآ.وازه طراحی کردند.
● ژیلت ـ تولیدکننده ی تیغ ریش تراش
ارزش برند: ۲۳٫۳ میلیارد دلار
برپا شده توسط کینگ کمپ ژیلت در ۱۹۰۱ در امریکا
آقای کینگ، در سال ۱۸۹۵ به عنوان فروشنده ی دوره گرد برای شرکت چوب پنبه سازی کار می کرد. یک روز، به جمع بندی شگفتي رسید. او متوجه شد که مردم در بطری ها را یک بار استفاده می کنند و بعد دور می اندازند و به همین خاطر شرکت های بطری سازی مجبور بودند دوباره، درب چوب پنبه ای برای فراورده هايشان سفارش دهند. ممکن است برای من و شما این قضیه اهمیتی نداشته باشد، ولی کینگ فکر کرد می تواند این مدل کسب و کار را استفاده کند و درآمد همیشگی از کنار آن دربیاورد.
از طرفی کینگ متوجه شده بود که تمام مردها مجبور بودند هر روز صبح، تیغ اصلاح صورتشان را قبل از استفاده، تیز کنند. پس فکر کرد اگر یک تیغ دولبه ی ارزان قیمت بتواند درست کند که روی دسته ای سوار شود و تا وقتی که کند و غیرقابل مصرف بشود، از آن استفاده کنند و بعد دورانداخته شود، همه ی مردها مشتری بالقوه ی آن محسوب می شوند.
می توانم حدس بزنم الان چه فکر می کنید! حتما با خودتان فکر می کنید عجب ایده ی بکری! خب، چون به مصرف وسیع این تیغ ها در زندگی هاتان عادت دارید. ولی خوب است بدانید که شش سال طول کشید تا کینگ دانشمندان و ابزارسازهای منفی گرای شهرش را قانع کند که کمک کنند این تیغ تولید شود. در سال ۱۹۰۱ شرکت تیغ ایمن امریکا را تاسیس کرد و برای اون ۵۰۰۰ دلار سرمایه جمع کرد. ارزش این سرمایه به پول امروز چیزی حدود ۱۵۰ هزار دلار تخمین زده می شود. یک سال بعد اسم شرکت را به شرکت تیغ ایمن ژیلت تغییر داد.
نخستين تولیدات شرکت، سال ۱۹۰۳ وارد بازار شدند. حدس بزنید، کل فروش سال نخست ژيلت چقدر بود؟
آنها ۵۱ مجموعه (دسته و تیغ) به ارزش هر مجموعه ۵ دلار و ۱۶۸ تا تیغ به ارزش یک دلار برای هر بیست تیغ فروختند. مسخره است، نه؟! ولی سال بعد مالکیت معنوی محصولشان را ثبت کردند و حدود ۹۱ هزار مجموعه و ۱۲۴ هزار تیغ به فروش رساندند.
● نوکیا ـ تولیدکننده ی تجهیزات مخابراتی
ارزش برند: ۲۹٫۵ میلیارد دلار
برپاشده توسط فردریک ایدستام در سال ۱۸۶۵ در فنلاند
شاید برایتان شگفت انگيز باشد، بدانید هنگامي که در سال ۱۸۶۵ شرکت نوکیا آغاز به کار کرد، کارش ساختن کاغذ بود (البته می شود گفت که کاغذ اصلی ترین تکنولوژی ارتباطی بشر بوده). فردریک که یک مهندس بود توانست فرآیند تولید جدیدی برای کاغذ به وجود بیاورد که قیمت تمام شده ی محصول را کم کند و به این ترتیب صنعت کاغذسازی را دگرگون کرد. برای همین نوآوری هم مدال برنز نمایشگاه بین المللی پاریس را در سال ۱۸۶۷ کسب کرد.
حالا جالب است که پس از یک شده ، ادغام و خرید و فروش، تبدیل شده به یکی از غول های مخابراتی دنیا. جالب بود! کسی می دونه چه اتفاقاتی باعث شد این قدر زمینه ی صنعتی نوکیا تغییر کند؟
رستورانهای زنجيره ای فست فود مک دونالد
ارزش برند: ۳۳٫۶ میلیارد دلار
تأسیس رستوران مک دونالد توسط ریچارد و ماریس مک دونالد در ۱۹۴۰ و تاسیس شرکت مک دونالد توسط ری کراک در سال ۱۹۵۵ در سن برناردیو کالیفرنیا
داستان مک دونالد از شگفتيهای جهان کسب و کار و بسیار پندآموز است! دو برادر، ریچارد و ماریس، یک رستوران زدند که مردم با ماشین هایشان بروند و سفارش غذا بدهند. به این طور رستوران ها drive through گفته می شود. منوی رستورانشان هم خیلی متنوع بود. هشت سال این کسب و کار را داشتند تا اینکه تصمیم گرفتند یک سیستم خدمات سریع راه بیندازند و برای این کار لازم بود منوی رستوران را ساده سازی کنند تا کل مواردش، در کل بشود ۹ تا. پس ایده ی اولیه این طور شکل گرفت.
سال ۱۹۵۴ یک فروشنده به نام «ری کراک»، سری به رستوران مک دونالد زد تا مخلوط کن به آنها بفروشد. خب؟! یک سال بعد، ری برگشت و امتیاز فرانچیز یک رستوران مک دونالد را خرید. کمی بعدتر، برگشت و کل کسب و کار را خرید و یک دفعه، شروع کرد به تولید مثل دادن رستوران های مک دونالد، به طوری که در هشت سال، ۵۰۰ رستوران مک دونالد باز شدند. امروز ۳۲ هزار مک دونالد در دنیا وجود دارد.
درس بزرگ این داستان این است که خالقین اصلی ایده ی این کسب و کار مشهور، هیچ نفعی از این گسترش نبردند و احتمالا بچه هایشان هر شب سر سفره «ری کراک» را نفرین می کنند!
یک داستان جالب دیگه هم وجود دارد. والت دیزنی و ری کراک در دهه ی بیست میلادی در یک دوره ی آموزشی رانندگی آمبولانس!! با هم دوست می شوند. سال ها بعد، وقتی ری کراک، مالک مک دونالد می شود یک نامه به والت دیزنی مینویسد و از او می خواهد که اجازه دهد یک مک دونالد در دیزنی ورلد باز کند. دیزنی پذيرفت به شرطی که فقط ۵ سنت به قیمت سیب زمینی سرخ کرده ها بيفزايد و بده به دیزنی. فکر می کنید ری کراک چه کرد؟ زد زیر قضیه و نپذيرفت! و این گونه بود که دیزنی ورلد، سال های سال، بدون مک دونالد باقی ماند.
منبع : مهدی لطفی

غالبا تصور میشود که یک سایت خوب و موفق قائم به ذات خودش است. یعنی مجموعه اطلاعات و سیستم نرمافزاری سایت است که باعث موفقیت آن شده است. اطلاعات خوب و سیستم نرمافزاری کارآمد صد البته در موفقیت یک سایت تاثیر به سزایی دارند اما آنچه که فراتر از همه این عوامل عمل میکند و معمولا مورد غفلت واقع میشود، “عامل انسانی” است.
ماهیت دیجیتالی و کامپیوتری مفهومی به نام سایت ممکن است ما را گمراه کند و تصور کنیم بدون درنظر گرفتن عامل انسان و صرفا با تکیه بر مطالب خوب و نرمافزار خوب میتوان سایت موفقی داشت. تحقیقات نشان میدهد مهمترین عامل موفقیت یک سایت وب، آگاهی و عملکرد فردی است که آن را مدیریت میکند. یک راننده ناشی ممکن است یک خودرو بیام و آخرین مدل را به دیوار بکوبد و متوقف شود، اما یک راننده ماهر میتواند مسافرانش را با یک خودرو قدیمی زوار در رفته، صحیح و سلامت به شهر دیگری برساند. کدامیک از این دو خودرو واقعا موفقترند؟!
اهمیت زیاد “مدیریت موثر” در اداره یک سایت وب از آن روست که یک مدیر خوب میتواند عیوب محتوایی و نرمافزاری سایتش را با کوشش و هوشمندی خود پوشش دهد. نمیشود از سایتی که به تازگی راهاندازی شده انتظار داشت از نظر محتوایی جامع و از نظر نرمافزاری انعطافپذیر و بینقص باشد، اما میتوان توقع داشت که یک مدیر دلسوز و باپشتکار همه موانع پیش روی یک سایت را برای رسیدن به موفقیت نسبی یک به یک از پیش رو بردارد.
لازمه چنین مدیریتی داشتن بینشی عمیق از ماهیت وب، آگاهی از مشکلات روزمره مدیریت یک سایت و تلاش برای کسب مهارتهای لازم در این زمینه است. در اینجا چند مورد از مهمترین خصوصیات یک مدیر سایت موفق را مرور میکنیم.
۱- پشتیبانی از کاربران و تعامل با آنها
بعضی از مدیران سایتها یا دغدغه پشتیبانی از کاربران ندارند و یا “رک و راست بگوییم” در تعامل با مردم خجالتی هستند. اگر میخواهید سایت موفقی داشته باشید، تردید را کنار بگذارید. برای مردم قیافه نگیرید و با کاربران سایت خود رفیق باشید. گوش شنوا برای مشکلات و نظراتشان داشته باشید و به آن ها پاسخ مناسب بدهید. مطمئن باشید این “گوش کردن” برایتان هم نفع معنوی دارد و هم وضعیت اقتصادی سایتتان را بهتر میکند.
۲ – استقلال از پلت فرم
برخی از گردانندگان یا مدیران سایتها نسبت به این و آن فناوری تمایلات جانبدارانه دارند. اما برخی دیگر فقط یک چیز برایشان مهم است: سایت خوب و موفقی داشته باشند. خودتان را به فناوریها و فایلها گره نزنید. اجرای ایدهها و رویاهایتان را موکول به انجام شدن این یا آن تغییر فنی در سایت یا ظاهر گرافیکی آن نکنید. بعضی از صاحبان سایت وسواس عجیبی نسبت به یک جور منو یا افکت خاص یا یک انیمیشن فلش دارند. این سایتها هیچگاه در ردیف سایتهای موفق و کامیاب قرار نمیگیرند. مهم ارضای علائق کامپیوتری و گرافیکی شما نیست، مهم رضایت مردم است. مستقل باشید. دوراندیش و با برنامه باشید. خودتان را به این آبجکت و آن فایل و این تکنیک گره نزنید.
۳- انگیزه
بدترین سم برای به شکست کشاندن یک سایت، به کار گماشتن یک مدیر بیانگیزه است. اگر خودتان مدیر سایت خودتان هستید واقعا از خودتان بپرسید هدفتان از ورود به اینترنت چیست و این اقدام چه فایدهای برای زندگی و کسب و کار شما دارد؟ اگر میخواهید فرد دیگری را به مدیریت سایتتان منصوب کنید، مراقب باشید به اندازه کافی انگیزه داشته باشد. او را در سود و زیان مادی و معنوی سایت سهیم کنید. داشتن مهارتهای فنی کافی نیست. اگر مدیر سایت دورنمایی برای کار خویش نبیند، به آن دل نخواهد داد. بهترین نرمافزار و زیباترین سایت هم زیر دست چنین مدیری به گل خواهد نشست.
۴- مهارت در نوشتن و تولید محتوا
اینترنت عرصه ارائه محتوای دیجیتال است. خواه این محتوا معرفی یک کالای فیزیکی باشد، خواه یک مقاله جدید، در هرصورت داشتن سطح قابل قبولی از مهارت در نوشتن و تولید مطلب لازم است. یک کار بد و ناشیانه آن است که محتوای سایت خود را با مطالبی که از سایت های دیگران کپی کردهاید پر کنید. رک و راست بگویم: خودتان را گول میزنید. کاربران اینترنت افرادی هستند که دست کم سطح متوسطی از هوشمندی را دارند. چرا به سایت شما بیایند؟ به سایتی میروند که تولید کننده اصلی محتوا است. بهترین کار آن است که وقت بگذارید و کمی خلاقیت به خرج دهید. پاداش مطالبی که با زحمت خودتان تهیه کردهاید را با افزایش فروش یا درآمدتان از طریق سایت خواهید گرفت، به شرطی که برنامهای برای کسب درآمد از سایت داشته باشید و بودجه ریزی کنید.
۵- اصول بازاریابی و تبلیغ
در زمینه بازاریابی و تبلیغ بیاطلاع نباشید. بعضی از مدیران سایت خیلی معصومانه فکر میکنند و اطلاع درستی از ماهیت پیچیده مبارزه بیامان سایتها برای ربودن میدان موفقیت از یکدیگر ندارند. کافی است گاهی اوقات سری به موتور جستجوی گوگل بزنید و همان واژه دیروز یا پریروز را جستجو کنید تا بالا و پایین شدن رتبه سایتها را به چشم خود ببینید. برای موفقیت سایتتان باید با چشمان باز و آگاهی کامل از اصول بازاریابی حرکت کنید.
۶- اختصاص وقت کافی
برخی از صاحبان سایت تصور سادهانگارانهای از مکانیزم عملکرد یک سایت وب دارند. آن ها فکر میکنند همین که مطالب خوب و نرمافزار خوبی برای مدیریت محتوای سایت داشته باشیم، کار تمام است و سایت خود به خود موفق میشود. برای مدیریت سایت خود روزانه وقت اختصاص دهید. منظور از مدیریت، مطلب گذاشتن نیست، منظور بررسی و تحلیل اوضاع است. باید دائما از خودتان بپرسید چگونه میتوانم فلان کار را بهتر و سریعتر انجام دهم؟ چطور میتوانم درآمد سایت را افزایش دهم؟ چرا فلان مکانیزم تبلیغی یا بازاریابی نتایجی که دلم میخواهد را به بار نمیآورد؟ آیا کاربران از خدمات سایت راضی هستد؟ آیا پیشنهادات آنها را بررسی کردهام؟ کار را از سر باز نکنید! برای کامیابی سایتتان وقت بگذارید.
۷- داشتن طرح و برنامه ای برای توسعه سایت
یکی از نکات ظریفی که سایتهای موفق رعایت میکنند، داشتن طرح و برنامهای برای توسعه سایتشان است. توسعه جزو ذاتی یک سایت وب است. یک سایت وب بدون توسعه، حتی با بهترین مطالب و خدمات، بزودی روندی نزولی را آغاز خواهد کرد. مردم سایتهایی که مرتب تغییر و تحولاتی در آن صورت میگیرد و تلاش میکنند بهتر شوند را دوست دارند.
۸- بررسی سایت های رقبا
مگر میشود موفق بود و رقیب نداشت؟ موفقیت یک وضعیت نسبی است و در قیاس با وضعیت سایتهای دیگر قابل اندازهگیری است. پس اگر میخواهید سایت موفقی داشته باشید، رقبای خود را بشناسید. مغرور نباشید و به سایت آن ها سربزنید. از رقبای خود بیاموزید. بررسی سایتهای رقیب یکی از بهترین و موثرترین روشها برای تدوین برنامه توسعه سایت خودتان است.
۹- مصرف کننده خوبی باشید
یک سایت وب در حقیقت یک کارگاه تولید اطلاعات است. بعضی از مردم تصور درستی از ماهیت ” مفهوم تولید ” ندارند و با خیال پردازیهای خود در این زمینه زندگی میکنند. واقعیت آن است که تا مصرف کننده خوبی نباشید، نمیتوانید تولید کننده خوبی باشید. این یک اصل مهم در زندگی است. مثلا اگر میخواهید آهنگساز خوبی باشید باید ابتدا چند سال موسیقی خوب و با کیفیت بشنوید تا آرشیو ذهنی قوی داشته باشید. اگر میخواهید نویسنده خوبی بشوید باید چند سال کتب و آثار نویسندگان معروف را بخوانید و بیاموزید. باید کالای پدیدآورندگان موفق را مصرف کنید تا راز موفقیت آن را حس کنید. خیلیها دلشان میخواهد یک فروشگاه آنلاین داشته باشند اما تاکنون حتی یک بار هم بصورت آنلاین خرید نکردهاند! اگر میترسید آنلاین خرید کنید، چه توقعی از مردم دارید؟!

١ ) تصور شما از برند نباید فقط یك لگو یا تركیبی از خطوط یا رنگ های مختلف باشد
برندها به طور معمول چیزهایی از قبیل درک کردن پیام برند از سوی مصرف کننده، نگاه کردن و توجه به مشتری، محیط های اینترنتی و شرایط فروش و زبان برقراری ارتباط را شامل میشوند.
٢ ) سرقفلی برند خود را تاثیر گذار کنید.
در حالی که بررسی های غیر ضروری میتوانند صدمات جبران ناپذیری به درک پیام برند شما توسط مصرف کننده وارد کنند، وقتی برند سازی مجدد مشتریان قدیمی و ثابت را از شما میراند، دیگر ارزش سابق به برند شما باز نخواهد گشت. قبل از ورود به پروسه برند سازی نیازها و ذهنیات بازار هدف را در نظر بگیرید.
٣) پس از بازسازی برند خود از اعتبار آن كم نكنید در غیر این صورت فقط در ظاهر توانسته اید نقاط ضعف آن را برطرف كنید
فلسفه بازسازی یک برند باید برای دیگران نیز قابل باور باشد. این کار با استفاده از تجربه فعالیت در برند قبلی و شناسایی رفتار و دیدگاه مشتری انجام میشود. اقدام به انجام این کار باید شهرت و آوازه ای را در داخل کشور برای کاری که مورد نظر شماست، به وجود آورد. اگر کارمندان یک برند، خود به آن اعتقاد نداشته باشند، جامعه هدف نیز به آن ایمان نخواهند آورد
٤) رعایت اصول و مبانی برند سازی را پشت گوش نیندازید.
ناتوانی و بی انگیزه شدن مشتریان در صبر و انتظار تا زمانی نامعلوم ارزش تامین شرایط مناسب برای پیشرفت امور، توسعه تجهیزات برای رشد در بازار و راه اندازی وبسایت تبلیغاتی را از بین میبرد. ثبت فاکتورها و قراردادهای شما به روش غیر قانونی و نامفهوم، نشان از تجربه کم شما در زمینه تجارت خواهد داشت. وقتی به بازسازی برند خود میاندیشید نقطه نظرات تمام مشتریان را در ذهن داشته باشید.
٥) این نكته را فرموش نكنید كه متخصصانی که می¬شناسید، همیشه به آنچه که می گویند عمل نمی كنند.
مادامی که به تعیین استراتژی های خود درباره بازسازی یک برند بر پایه تحقیقات گروهی میپردازید رعایت احتیاط و دوراندیشی را از یاد نبرید. فقط با حضور در محیط زندگی مصرف کننده و آنالیز عکس العمل او در ضمن استفاده از کالا و خدمات ارائه شده تان میتوانید حقیقت را دریابید. تحقیقات شخصی، حتی اگر چندان هم کامل نباشند میتوانند شما را در رسیدن به یک راه حل درست راهنمایی کنند.
٦) همفكری با مشاوران یا به شما قدرت بخشیده یا بر آشفتگی تان خواهد افزود.
این وظیفه یک رییس موفق است که در صورت لزوم هر چند وقت یک بار به بررسی امور بپردازد. با وجود برخورداری از اطلاعات فراوان درباره برند و فعالیت شرکت، تحقیق درباره شرایط موجود چند بار در سال بسیار مفید خواهد بود.
٧) از قبل، برای سازگاری با شرایط برنامه ریزی نكنید.
این موضوع برای اعضای تیم بسیار وسوسه انگیز است که پس از معرفی نهایی یک برند بازسازی شده، سود کلانی به جیب زده و آن جارا ترک کنند. انجام پروسه برندسازی و موفقیت در آن ممکن است نیازمند سازگاری با محیط و همزمان با شکوفایی در کار باشد. برای حفظ هماهنگی میان اعضای گروه و مشاوران شرکت در طول فرآیند برند سازی باید زحمت انجام این کار را بپذیرید.
٨) بازسازی یك برند را بدون تحقیق انجام ندهید.
در حال حاضر شرکت های زیادی مدعی گوش دادن به صدای مشتری هستند اما در جلسات تشکیل شده برای تصمیم گیری در خصوص استراتژی شرکت بسیاری از این امور نادیده گرفته میشوند. مشتری های جدید و دوراندیش باید در یافتن راهحلها در مرکز توجه قرار بگیرند. در ادامه، واکنش مثبت مصرف کننده نسبت به کیفیت کالا و خدمات ارائه شده از سوی شما، موفقیتتان را تایید خواهد کرد.
٩) فرآیند بازسازی برند خود را بر پایه تبلیغات، برنامه ریزی نكنید.
برگزاری یک کمپین و یا دادن یک شعار تبلیغاتی نمیتواند جایگاه یک برند را برای همیشه تثبیت کند. استراتژی یک برند باید مسیر حرکت تبلیغات را به سوی پیشرفت هدایت کند. گاهی اوقات موثر ترین بازسازیها نیز هرگز از تبلیغات به روش سنتی استقبال نمیکنند.
١٠) فقط بر روی برند خود تمركز نكنید.
اگر فقط به برند و شرکت توجه داشته باشید، این موضوع میتواند فعالیت شما را محدود کند. ضمن انجام پروسه بازسازی یک برند به استراتژیهای موفق مدیران شرکت های رقیب در خصوص تجربه آن ها از چگونگی رفتار مشتری و نحوه فروش کالا بیندیشید. تفکر درباره شیوه فعالیت شرکتهای غیر مرتبط را کنار گذاشته و دیگران را نیز تشویق به استفاده از این استراتژی کنید.